متنصح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متنصح . [ م ُ ت َ ن َص ْ ص ِ ] (ع ص ) آن که به ناصحان مانند شود. (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ کسی که پند و نصیحت میشنود. ◄ دوزنده و در پی کننده . رجوع به تنصح شود. ◄ جامه ٔ در پی کرده . (ناظم الاطباء).
متنصح . [ م ُ ت َ ن َص ْ ص َ ] (ع ص ) جامه ٔ در پی کرده و نیکو دوخته . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ازاقرب الموارد). ثوب متنصح ؛ جامه ٔ نیک دوخته . ◄ بعیر متنصح ؛ شتر سیراب شده . (ناظم الاطباء).