متنخم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متنخم . [ م ُ ت َ ن َخ ْ خ ِ ] (ع ص ) آن که نخامه اندازداز سینه یا بینی . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). کسی که تف میکند و خلط سینه می اندازد وبینی میگیرد. (ناظم الاطباء). و رجوع به تنخم شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متنخم . [ م ُ ت َ ن َخ ْ خ ِ ] (ع ص ) آن که نخامه اندازداز سینه یا بینی . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). کسی که تف میکند و خلط سینه می اندازد وبینی میگیرد. (ناظم الاطباء). و رجوع به تنخم شود.