متنجم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متنجم . [ م ُ ت َ ن َج ْ ج ِ ] (ع ص ) ستاره شناس و وقت شناس . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ستاره شناس و وقت شناس و منجم . (از اقرب الموارد). ◄ کسی که از بی خوابی و یا از عشق، ستاره می شمارد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به تنجم شود.