متناوب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ وِ) [ ع. ] (اِفا.) یکی پس از دیگری، آنچه به نوبت بیاید.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ وِ) [ ع. ] (اِفا.) یکی پس از دیگری، آنچه به نوبت بیاید.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متناوب . [ م ُ ت َ وِ ] (ع ص ) به نوبت گیرنده ٔ آب و جز آن . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). به نوبه . به نوبت .(یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به تناوب شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
پی در پی