متماس
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ) [ ع. ] (اِفا.) یکدیگر را مس کننده، به هم پیوندنده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ) [ ع. ] (اِفا.) یکدیگر را مس کننده، به هم پیوندنده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متماس . [ م ُ ت َ ماس س ] (ع ص )پیوسته و متصل . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).