متقاصف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متقاصف . [ م ُ ت َ ص ِ ] (ع ص ) مجتمع شده و فراهم شده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به تقاصف شود. ◄ قطعات کشتی به هم زده شده . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متقاصف . [ م ُ ت َ ص ِ ] (ع ص ) مجتمع شده و فراهم شده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به تقاصف شود. ◄ قطعات کشتی به هم زده شده . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).