متقارن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مُ تَ رِ) [ ع. ] (اِفا.) پیوسته، متحد به هم.<br>مترادفها و واژههای مرتبطقرین، قرینهیار، یاور ≠ نامتقارنهمزمانواژه قبلی: متقارعواژه بعدی: متقاصر