متفلق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متفلق . [ م ُ ت َ ف َل ْ ل ِ ] (ع ص ) شیر ترش و پاره پاره شده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ بیض متفلق، تخم مرغ پاره پاره شده .(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). و رجوع به تفلق شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متفلق . [ م ُ ت َ ف َل ْ ل ِ ] (ع ص ) شیر ترش و پاره پاره شده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ بیض متفلق، تخم مرغ پاره پاره شده .(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). و رجوع به تفلق شود.