متعرف
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ عَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.)<BR>۱- طلب کنندة چیزی به جهت شناختن آن.<BR>۲- جستجو - کنندة گم شده.<BR>۳- سالک که به اول وهله از شناخت خدا غافل بود و بزودی حاضر گردد و فاعل مطلق را در صور و وسایط و روابط باز شناسد.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ عَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.)<BR>۱- طلب کنندة چیزی به جهت شناختن آن.<BR>۲- جستجو - کنندة گم شده.<BR>۳- سالک که به اول وهله از شناخت خدا غافل بود و بزودی حاضر گردد و فاعل مطلق را در صور و وسایط و روابط باز شناسد.<br>