متعجب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ عَ جِّ) [ ع. ] (اِفا.) حیران، حیرت زده، شگفت زده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ عَ جِّ) [ ع. ] (اِفا.) حیران، حیرت زده، شگفت زده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متعجب . [ م ُ ت َ ع َج ْ ج ِ ] (ع ص ) به شگفت آینده . (آنندراج )(از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). شگفت دارنده و شگفت آمده و آشفته و حیران و سرگشته و دارای شگفت و شگفت دارنده . (ناظم الاطباء) : امیرنصر گفت ما متعجبیم بدین کار که تو آوردی . (تاریخ بخاراً ص ١٠٠). چون شیر سخن دمنه بشنود... متعجب گشت . (کلیله ودمنه ). ◄ عجیب و نادر. (ناظم الاطباء).
واژگان فارسی سره واژهدان
شگفت زده، شگفت زده