متضرر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ ضَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.) زیان دیده، ضرر رسیده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ ضَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.) زیان دیده، ضرر رسیده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متضرر. [ م ُ ت َ ض َرْ رِ ] (ع ص ) ضرر رساننده . (آنندراج ) (غیاث ). ◄ پاشیده و پریشان شده و گزند یافته . ستم دیده . (ناظم الاطباء). زیان بیننده . ضرر رسیده . (فرهنگ فارسی معین ) : عجزه ومساکین مردم گیلان از سلوک ناهنجار و اطوار ناهموار مؤمی الیه ... متضرر... بودند. (از نامه ٔ شاه عباس به سلطان مراد عثمانی، از فرهنگ فارسی معین ایضاً).
واژگان فارسی سره واژهدان
زیانکار، زیاندیده، آسیب دیده