متصور/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مُ تَ صَ وِّ) [ ع. ] (اِفا.) تصور کننده، خیال کننده.<br>مترادفها و واژههای مرتبطانگاشته، پنداشته، قابلتصور، ممکنواژه قبلی: متصنعواژه بعدی: متصوف