متصادف
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ دِ) [ ع. ] (اِفا.) روبرو شونده، مقابل شونده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ دِ) [ ع. ] (اِفا.) روبرو شونده، مقابل شونده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متصادف . [ م ُ ت َ دِ ] (ع ص )دوچار و روبرو. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). - متصادف شدن ؛ با هم دوچار شدن و روبرو شدن . (ناظم الاطباء). و رجوع به تصادف شود.