متشکک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ شَ کِّ) [ ع. ] (اِفا.) گمان کننده، شک کننده، ج. متشککین.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ شَ کِّ) [ ع. ] (اِفا.) گمان کننده، شک کننده، ج. متشککین.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متشکک . [ م ُ ت َ ش َک ْ ک ِ ] (ع ص ) گمان کننده . (آنندراج ). شک دارنده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به تشکک شود.