متشکر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ شَ کِّ) [ ع. ] (اِفا.) سپاس دار، شکرگزار، آن که تشکر میکند و سپاس به جا میآورد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ شَ کِّ) [ ع. ] (اِفا.) سپاس دار، شکرگزار، آن که تشکر میکند و سپاس به جا میآورد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متشکر. [ م ُ ت َ ش َک ْ ک ِ ] (ع ص ) سپاسداری کننده . (آنندراج ). سپاسدار. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به تشکر شود.
فرهنگ طیفی واژهدان
حقشناس، سپاسگزار، شکرگزار، ممنون مرهون، رهین، مدیون، بدهکار، نمکخوار، منتکش نمکپرورده
واژگان فارسی سره واژهدان
سپاسمند، سپاسگزار