متشخص
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ شَ خِّ) [ ع. ] (اِفا.) ممتاز، دارای تشخص.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ شَ خِّ) [ ع. ] (اِفا.) ممتاز، دارای تشخص.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متشخص . [ م ُ ت َ ش َخ ْ خ ِ ] (ع ص ) جدا و ممتاز. (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ مرد معتبر و دارای آبرو و صاحب شأن و خدم و حشم . (ناظم الاطباء). و رجوع به تشخص شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
نامدار، بزرگمنش، برگزیده، برجسته
نامدار، خانواده دار، بزرگمنش، برگزیده، برجسته، آبرومند