متشابه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ بِ) [ ع. ]<BR>۱- (اِفا.) شبیه، مانند یکدیگر.<BR>۲- (اِ.) آیاتی از قرآن که علاوه بر معنی ظاهری قابل تعبیر و تفسیر است.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ بِ) [ ع. ] ۱- (اِفا.) شبیه، مانند یکدیگر. ۲- (اِ.) آیاتی از قرآن که علاوه بر معنی ظاهری قابل تعبیر و تفسیر است.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متشابه . [ م ُ ت َ ب ِه ْ ] (ع ص ) ماننده . (منتهی الارب ). مانندشونده و مانند. (آنندراج ). شبیه و مانند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). - حروف متشابه ؛ حروف متزاوجه . رجوع به حروف متشابه شود. - کلمات متشابه ؛ کلماتی را گویند که به تقریب در تلفظ یکی و همسان و در نوشتن مختلف باشند چون خاستن - خواستن . خورد - خرد. خوار - خار. خان - خوان و جز اینها. - متشابه اجزاء ؛ که آن اجزایش شبیه بهم باشد : چون فعل اجسام بسیط متشابه اجزا. (مصنفات بابا افضل، از فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به ترکیب بعد شود. - متشابه الاجزاء ؛ اعضاء متشابهةالاجزاء یا اعضاء بسیطه . اندامهای یکسان هر عضو که هر پاره ای از آن که بگیری همان نام و همان صفت دارد که دیگر پاره ها چون گوشت و استخوان و پوست و جز آنها، مقابل اعضاء مرکبه ... (یاد داشت مرحوم دهخدا). - متشابه الزمان ؛ فرهنگستان ایران «یکزمان » را بجای این کلمه برگزیده است . و رجوع به واژه های نو فرهنگستان ایران شود. ◄ کار مشکل .(منتهی الارب ). کار مشکل و شوریده و در هم . (ناظم الاطباء). ◄ آن آیت است که معنی و حقیقت آن معلوم نشود. خلاف محکم . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). آیه ای از قرآن مجید که معنی و حقیقت آن معلوم نشود. خلاف محکم . (ناظم الاطباء). هر کلمه ای که از لفظ آن پی به معنی برده نشود. مانند مقطعاتی که در اوائل سور قرآن قرار دارد. (از تعریفات جرجانی ). حدیث یا آیه ٔ متشابه، عبارت از آن است که مراد از متن آن دانسته نشود مگر با اقتران به قرائن واضحه و موضحه . و در حدیث تشابه گاه در متن است و گاه در سند. در متن به آن است که الفاظ آن دارای معنی راجح باشد لکن مراد از آن با قرائن دانسته شود و در سند به آن است که در اسماء روات یا آبا و اجداد آنها اشتراکات و اشتباهات اسمی باشد و تشابه در قواعد کلیه حاصل نمیشود بلکه در فروع است . و در حدیث است که «انما هلک الناس فی المتشابه لانهم لهم یقفوا علی معناه » و عمل به متشابهات قرآن روا نباشد مگر بعداز بیان از طرف شارع . (از فرهنگ علوم نقلی سیدجعفر سجادی ص ٤٦٥ و ٤٦٦). بر طبق معتقدات مذهب شیعه متشابهات قرآن را خدا و راسخان در علم (پیغمبر و ائمه معصومین علیهم السلام ) میدانند. و بدین جهت در قرأت آیه ٔ: هوالذی انزل علیک الکتاب منه آیات محکمات هن ام الکتاب و آخر متشابهات ... و الراسخون را به اﷲ عطف کنند : گفتم که محکم و متشابه چگونه بود گفتا که این تن آمد و آن جان به خلق در. ناصرخسرو. رمز عشق را تفسیر برخواند و محکم و متشابه هجران را تأویل بشناخت . (سندبادنامه ص ١٨٩).
مترادف و متضاد واژهدان
جور، شبیه، مانند، مشابه، همانند، همانند، همسان (متضاد: مختلف) کلام غیرآشکار (متضاد: محکم) همآوا (متضاد: همنویسه)
واژگان فارسی سره واژهدان
همانند، مانند
واژگان قرآن
وَأُخَرُ مُتَشابِهاتٌ «متشابه» از مادّه «تشابُه» در اصل، به معناى چیزى است که قسمت هاى مختلف آن، شبیه یکدیگر باشد، به همین جهت به جمله ها و کلماتى که معناى آنها پیچیده است و گاهى احتمالات مختلف درباره آن داده مى شود، «متشابه» مى گویند. و منظور از «متشابهات» قرآن همین است، یعنى آیاتى که معانى آن در بدو نظر پیچیده است، و در آغاز، احتمالات متعددى در آن مى رود، اگر چه با توجّه به آیات محکم، تفسیر آنها روشن است. منظور از «مُتِشابِه» در سوره «زمر» کلامى است که قسمت هاى مختلف آن با یکدیگر همرنگ و هماهنگ مى باشد، هیچ گونه تضاد و اختلافى در میان آنها نیست، خوب و بد ندارد، بلکه، یکى از یکى بهتر است. این درست بر خلاف کلمات انسان ها است که هر قدر در آن دقت شود، هنگامى که گسترده و وسیع گردد،خواه ناخواه،اختلافات و تناقض ها و تضادهایى در آن پیدا مى شود، بعضى در اوج زیبایى است، و بعضى کاملاً عادى و معمولى; بررسى آثار نویسندگان معروف و بزرگ، اعم از نثر و نظم، نیز گواه زنده این مطلب است. اما کلام خدا، قرآن مجید، این چنین نیست، انسجام فوق العاده و همبستگى مفاهیم، فصاحت و بلاغت بى نظیرى که در همه آیاتش حاکم است، گواهى مى دهد که از کلام انسان ها نیست.(27)