متسلی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ سَ لّ) [ ع. ] (اِفا.) تسلی داده، دل نواخته شده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ سَ لّ) [ ع. ] (اِفا.) تسلی داده، دل نواخته شده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متسلی . [ م ُ ت َ س َل ْ لی ] (ع ص ) خورسند و بی غم . (آنندراج ). دل نواخته شده و تسلی داده شده . (ناظم الاطباء) : بجهت آن که هر که را نصرت در جانب او وجود گیرد هر آینه دلش متسلی خواهد بود. (انوار سهیلی ). و رجوع به تسلی شود.