متسلم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متسلم . [م ُ ت َ س َل ْ ل َ ] (ع ص ) تسلیم شده و پذیرفته شده و تفویض شده . (ناظم الاطباء). و رجوع به ماده ٔ قبل شود.
متسلم . [ م ُ ت َ س َل ْ ل ِ ] (ع ص ) پذیرفته ٔ چیزی . (آنندراج ) (ازمنتهی الارب ) (از اقرب الموارد). کسی که می گیرد هر چیز بخشیده شده را و آن را در ملکیت خود نگاه می دارد.(ناظم الاطباء). ◄ کسی که اسلام آورده باشد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). ◄ آن که راه می پیماید بدون خطا کردن . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). و رجوع به تسلم شود.