مترصد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(مُ تَ رَ صِّ) [ ع. ] (اِفا.) چشم به راه، منتظر.<br>مترادفها و واژههای مرتبطامیدوار، چشمبهراه، درکمین، کمینگر، گوشبهزنگ، مترقب، متوقع، مراقب، منتظرواژه قبلی: مترشحواژه بعدی: مترقب