فرهنگ لغت

مترسک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مترسک . [ م َ ت َ س َ ] (اِ مصغر) مترس کوچک . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به مترس شود. ◄ سر خر. مزاحم . (فرهنگ فارسی معین ).

مترادف و متضاد واژه‌دان

افچه، داهل، مترس، هراسه لولو سرخر، مزاحم

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی مترسک | فرهنگ لغت