متراد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متراد. [ م ُ ت َ رادد ] (ع ص ) با یکدیگر نزاع کننده . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). ◄ یکدیگر را دفع و طرد کننده ودور کننده . (ناظم الاطباء). ◄ راضی به حل شرط. (ناظم الاطباء). راضی به فسخ بیع. (از اقرب الموارد). و رجوع به تراد شود. ◄ آب بازگردنده از مجرای خود به سبب مانعی . (از اقرب الموارد).