متذکر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متذکر. [ م ُ ت َ ذَک ْ ک ِ ](ع ص ) یاد کننده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). یاد کننده و در خاطر آورنده . (ناظم الاطباء). به خاطر آورنده . به یاد آورنده . ◄ پند گیرنده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). و رجوع به تذکر شود. ◄ یاد آمدن چیز از یاد رفته . (ناظم الاطباء). - متذکرشدن ؛ یاد آمدن چیز فراموش شده و از یاد رفته . (ناظم الاطباء). - متذکر شدن به کسی ؛ او را یادآور شدن : به شما متذکر شدم که این شغل، شایسته ٔ شما نیست . - متذکر کردن ؛ به یاد آوردن چیزی از یاد رفته . (ناظم الاطباء). - متذکر گردیدن (گشتن ) ؛ متذکر شدن . و رجوع به همین ترکیب شود.