متدهقن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متدهقن . [ م ُ ت َ دَ ق ِ ] (ع ص ) کشاورزی نماینده . (آنندراج ). کشاورز. (ناظم الاطباء). ◄ نامزدشده به ریاست دهکده . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تدهقن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متدهقن . [ م ُ ت َ دَ ق ِ ] (ع ص ) کشاورزی نماینده . (آنندراج ). کشاورز. (ناظم الاطباء). ◄ نامزدشده به ریاست دهکده . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تدهقن شود.