متخلف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متخلف . [ م ُ ت َ خ َل ْ ل ِ ] (ع ص ) سپس مانده . (آنندراج ). پس مانده و عقب مانده . (ناظم الاطباء). ◄ عهدشکننده . ◄ مقابل و مخالف . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). ◄ خلاف کننده . خلاف کار. و رجوع به تخلف شود.