متخادم
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ دِ) [ ع. ] (اِفا.) کسی است که همیشه به خدمت بندگان خدا قیام کند و خدمت او خالی از هواها و شوایب نفسانی باشد ولیکن هنوز به حقیقت زهد نرسیده باشد. گاه به سبب غلبة ایمان بعضی از خدمات او در محل قبول افتد و گاه به واسطة غلبة هوا خدمت او قبول نشود.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ دِ) [ ع. ] (اِفا.) کسی است که همیشه به خدمت بندگان خدا قیام کند و خدمت او خالی از هواها و شوایب نفسانی باشد ولیکن هنوز به حقیقت زهد نرسیده باشد. گاه به سبب غلبه ایمان بعضی از خدمات او در محل قبول افتد و گاه به واسطه غلبه هوا خدمت او قبول نشود.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متخادم . [ م ُ ت َ دِ ] (ع ص ) (اصطلاح عرفانی ) کسی است که همیشه به خدمت بندگان قیام کند و خدمت او خالی از هواهاو شوائب نفسانی باشد، ولیکن هنوز به حقیقت زهد نرسیده باشد. گاه به سبب غلبه ٔ ایمان بعضی از خدمات او در محل قبول افتد و گاه به واسطه ٔ غلبه ٔ هوا خدمت او قبول نشود. (فرهنگ لغات و اصطلاحات سیدجعفر سجادی ).