متحین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متحین . [ م ُ ت َ ح َی ْ ی ِ ] (ع ص ) وقت رفته و زمان گذشته . (ناظم الاطباء). ◄ هلاک شده و فوت شده . ◄ آن که منتظر وقت طعام خود باشد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). و رجوع به تحین شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متحین . [ م ُ ت َ ح َی ْ ی ِ ] (ع ص ) وقت رفته و زمان گذشته . (ناظم الاطباء). ◄ هلاک شده و فوت شده . ◄ آن که منتظر وقت طعام خود باشد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). و رجوع به تحین شود.