متحول
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ حَ وَّ) [ ع. ] (اِ.) محل تحول، مکان انتقال.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ حَ وِّ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- دیگرگون شونده. ۲- جابه جا شونده.
(مُ تَ حَ وَّ) [ ع. ] (اِ.) محل تحول، مکان انتقال.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متحول . [ م ُ ت َ ح َوْ وَ ] (ع اِ) محل تحول . مکان انتقال . (فرهنگ فارسی معین ) : آن انتقال فرخ بود، این نزول مبارک باد ... زمین این متحول منبت لاَّلی دولتی تازه و مسقط سلاله ٔ سعادتی نو باشد. (مرزبان نامه، از فرهنگ فارسی ایضاً). و رجوع به تحول شود.
متحول . [ م ُ ت َ ح َوْ وِ ] (ع ص ) گردنده . دیگرگون شونده . متبدل . جابه جاشونده . و رجوع به تحول شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
دگرگون، دگرکننده