فرهنگ لغت

متحدس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

متحدس . [ م ُ ت َ ح َدْ دِ ] (ع ص ) تفحص اخبار کننده . (آنندراج ). پرسنده و تفحص کننده و جستجو نماینده . (از ناظم الاطباء). و رجوع به تحدس شود.

معنی متحدس | فرهنگ لغت