متحاکم
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ کِ) [ ع. ] (اِفا.) با طرف دعوی نزد حاکم رونده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ کِ) [ ع. ] (اِفا.) با طرف دعوی نزد حاکم رونده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متحاکم . [ م ُ ت َ ک ِ ] (ع ص ) با یکدیگر نزدیک حاکم شونده . (آنندراج ). کسی که با خصم نزدیک حاکم شود. (ناظم الاطباء). با طرف دعوی نزد حاکم رونده . و رجوع به تحاکم شود.