متحاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متحاب . [ م ُ ت َ حاب ب ] (ع ص ) یکدیگر را دوست گیرنده . (آنندراج ). دوست گرفته مر یکدیگر را. (ناظم الاطباء). و رجوع به تحاب شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متحاب . [ م ُ ت َ حاب ب ] (ع ص ) یکدیگر را دوست گیرنده . (آنندراج ). دوست گرفته مر یکدیگر را. (ناظم الاطباء). و رجوع به تحاب شود.