متحابة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متحابة. [ م ُت َ حاب ْ ب َ ] (ع ص ) مؤنث متحاب . متحابه : سفارتخانه های دول متحابه ٔ دربار همایون . (مرآت البلدان از فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به متحاب و متحابتین شود. ◄ (اصطلاح علم ریاضی ) اعداد متحابه همچون عدد «٢٢٠» و «٢٨٤» و در علم طلسمات خواص بسیاری برای اعداد متحابه قائلند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به متحابان و «اعداد متحابه » شود.