متبهم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متبهم . [ م ُ ت َ ب َهَْ هَِ ] (ع ص ) سخن بسته . (آنندراج ). مبهم و نامعلوم و نامحقق ونهفته و پوشیده و مخفی و غیرقابل فهم . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تبهم شود. ◄ غیرمعروف . (ناظم الاطباء). و رجوع به تبهم شود.