متبن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متبن . [ م ُت ْ ت َ ب ِ ] (ع ص ) تبان پوشنده . (آنندراج ) (از اقرب الموارد). کسی که تبان می پوشد یعنی شلوار کوتاهی که عورت را می پوشاند. (ناظم الاطباء).
متبن . [ م ُ ت َب ْ ب ِ ] (ع ص )ریزه کاری و باریک بینی کننده . (آنندراج ). زیرک و هوشمند و عاقل و آن که ریزه کاری می کند. (ناظم الاطباء).
متبن . [ م ُ ت َب ْ ب َ ] (ع ص ) جامه ٔ زعفرانی که به رنگ کاه ماند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). رنگ کرده شده به رنگ کاه . (ناظم الاطباء) (ذیل اقرب الموارد).