متبل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متبل . [ م ُ ب َ ] (ع ص ) لذیذشده به واسطه ٔ توابل و دیگ افزار. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).
متبل . [ م ُ ب ِ ] (ع ص ) دوستی که تباه کند و بیمار سازد دل کسی را. (آنندراج ). کسی و یا چیزی که تباه می کند دوستی را. (ناظم الاطباء). نعت است از اتبال . (منتهی الارب ). ◄ هر آنچه ضعیف می کند و بیمار می نماید و آزرده می کند. (ناظم الاطباء). ◄ کسی که توابل و دیگ افزار در دیگ می ریزد. (ناظم الاطباء).