متأهل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ تَ ءَ هِّ) [ ع. ] (اِفا.) دارای اهل و عیال، دارای همسر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ تَ ءَ هِّ) [ ع. ] (اِفا.) دارای اهل و عیال، دارای همسر.
فرهنگ طیفی واژهدان
مزدوج، تازه عروس، تازه داماد، شاهداماد، شوهردار، زندار، عقدکرده، عقدی، محصن، محصنه
واژگان فارسی سره واژهدان
همسردار، پورمند
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی