مبیض
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مبیض . [ م ُ ی َض ض ] (ع ص ) سخت سپید شده . (از منتهی الارب ). سپید. (ناظم الاطباء).
مبیض . [ م ُ ب َی ْ ی َ ] (ع ص ) سپید گردیده . (از منتهی الارب ).
مبیض . [ م َ ] (ع اِ) جایی که در آن مرغ تخم میگذارد. (ناظم الاطباء).