مبیح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مبیح . [ م ُ ] (ع ص ) (اِ از «ب وح ») حلال کننده ٔ چیزی . (ناظم الاطباء). مباح کننده . حلال کننده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ ظاهرکننده راز را. (آنندراج ). فاش کننده ٔ راز. (ناظم الاطباء) ◄ (اِ) شیر که اسد باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). شیر بیشه . (ناظم الاطباء). اسد. (اقرب الموارد).
مبیح . [ م ُ ب َی ْ ی ِ ] (ع ص ) به پنهانی آگاهنده . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). ◄ برنده ٔ گوشت و قسمت کننده ٔ آن . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).