مبکر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مبکر. [ م ُ ب َک ْ ک ِ ] (ع ص ) پگاه برخیزاننده و پگاه آینده . (آنندراج ). پگاه برخیزاننده . ◄ کننده ٔ هر چیزی در پگاه . (ناظم الاطباء). ◄ سفرکننده خصوصاً در شب و نزدیک صبح . (ناظم الاطباء) (ازفرهنگ جانسون ). ◄ کارگری که مداومت بر کار کند. ◄ زیرک در کار. (ناظم الاطباء).
مبکر. [ م ُ ک ِ ] (ع اِ) باران اول و سمی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ازمحیط المحیط). نخستین باران بهار. (ناظم الاطباء).