مبرز
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ رَ) [ ع. ] (اِ.) مستراح.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ بَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.) برجسته، ممتاز.
(مَ رَ) [ ع. ] (اِ.) مستراح.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مبرز. [ م ُ رِ ] (ع ص ) فاش کرده شده . کتاب مبرز، نامه ٔ بازگشاده .(ناظم الاطباء). انتشار یافته . (از فرهنگ جانسون ).
مبرز. [ م ُ رَ ] (ع ص ) فاش کننده و آشکارکننده . (ناظم الاطباء). ناشر. (از فرهنگ جانسون ).
مبرز. [ م ُ ب َ ر رَ ] (ع ص ) ظاهر و روشن . (غیاث ). پیدا. پدیدار. (یادداشت دهخدا).
واژگان فارسی سره واژهدان
سرآمد