مبرات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مبرات . [ م َ ب َرْ را ] (ع اِ) ج ِ «مبرة». خیرات و اعمال خیر و دهشته . (ناظم الاطباء). نیکیها. اعمال خیر. کارهای نیک : ابن الجراح او را بفریفت و بطریق مهادات و ملاطفت و انواع مبرات بدست آورد و او را بکشت . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ ١ تهران ص ٣١٠). ابواب خیرات و مبرات بر عامه ٔ خلایق گشاده . (المعجم چ دانشگاه ص ١٣). پادشاه زاده هولاکو که هر یک را برقدر و منزلت با مبرات و صلاحت باز می گردانید. (جهانگشای جوینی ).