مبدء
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ دَ) (اِمف.)<BR>۱- آغاز شده.<BR>۲- آشکار شده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ دِ) (اِفا.) ۱- آغاز کننده. ۲- آشکار کننده.
(مُ دَ) (اِمف.) ۱- آغاز شده. ۲- آشکار شده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مبدء. [ م ُ دِءْ ] (ع ص ) صیغه ٔ اسم فاعل از باب افعال بمعنی آغاز کننده و آشکارکننده و آفریننده . (غیاث ) (آنندراج ). آفریننده ٔ نخست بار، نامی از نامهای خدای تعالی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به مبدی ٔ شود : به مکتب جبروت و به علم القرآن به مبدء ملکوت و به مبدع الارباب . خاقانی . - مبدء فیاض ؛ آغاز کننده ٔ بسیار فیض رسان، و از این مراد حق تعالی باشد. (آنندراج ).