مبخور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مبخور. [ م َ ] (ع ص ) مخمور. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (ذیل اقرب الموارد). و رجوع به مخمور شود. ◄ بخور کرده شده . (آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مبخور. [ م َ ] (ع ص ) مخمور. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (ذیل اقرب الموارد). و رجوع به مخمور شود. ◄ بخور کرده شده . (آنندراج ).