مباعلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مباعلة. [ م ُ ع َ ل َ ] (ع مص ) مصاهرت کردن قوم با هم . (منتهی الارب ) (آنندراج ). مصاهرت کردن آن گروه مر گروه دیگر را. (ناظم الاطباء). ◄ مجالست کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ذیل اقرب الموارد). ◄ نیک زیستن زن با شوهر و شوهر با زن . (المصادرزوزنی ). ◄ ملاعبت کردن زن و شوی با هم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ذیل اقرب الموارد). بازی کردن زن با شوهر و شوهر با زن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ جماع کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ زناشوئی کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).