مباضعت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ ضَ عّ) [ ع. مباضعة ] (مص ل.) جماع کردن، آرمیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ ضَ عّ) [ ع. مباضعه ] (مص ل.) جماع کردن، آرمیدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مباضعت . [ م ُ ض َ ع َ ] (ع مص، اِمص ) (از مباضعة عربی ) غِشیان . همخوابگی . آرمیدن با زن . جماع . مباعلت . مواقعه . وقاع . مقاربت . ملامسه . مماسه . مجامعت . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : و بلفظ فعل از آن است که در باب مباشرت و مباضعت مضاف با مرد است . (کشف الاسرار). و رجوع به مباضعة شود.