مبادله کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مبادله کردن . [ م ُ دَ / دِ ل َ / ل ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) چیزی به کسی دادن و به جای آن چیز دیگر گرفتن و معاوضه کردن . (ناظم الاطباء). ◄ (اصطلاح بانکی ) تبدیل کردن پول رایج کشوری را با پول رایج دیگر. و رجوع به مبادله و مبادلة شود.
مترادف و متضاد واژهدان
ردوبدل کردن تعویض کردن، عوض کردن، تبدیل کردن
فرهنگ طیفی واژهدان
تبادل کردن، ردوبدل کردن، باهم عوض کردن، بهجای هم گذاشتن، جابهجا کردن، تأثیر متقابل گذاشتن، تقابل داشتن عوض کردن، پول خرد کردن، تسعیر کردن، دادوستد کردن، تجارت کردن بر زدن منتقل کردن تسویه کردن سازش کردن تلافی کردن وابسته بودن جواب دادن، پاسخ دادن بههم کمک کردن، همکاری کردن جانشین کردن، عوض کردن
واژگان فارسی سره واژهدان
یوفانبدن