ماهواره
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(رِ)<BR>۱- (ص.) مانند، ماه، زیبا.<BR>۲- (اِ.) اجرامی که به مدار زمین پرتاب میشوند جهت انتقال علایم رادیویی و تلویزیونی از نقطهای به نقطة دیگر در روی زمین، قمر مصنوعی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(رِ) ۱- (ص.) مانند، ماه، زیبا. ۲- (اِ.) اجرامی که به مدار زمین پرتاب میشوند جهت انتقال علایم رادیویی و تلویزیونی از نقطهای به نقطه دیگر در روی زمین، قمر مصنوعی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ماهواره . [ ماه ْ رَ / رِ ] (اِ مرکب ) ماهوار. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ماهیانه باشد که به نوکران دهند. (فرهنگ جهانگیری ). ماهیانه . مشاهره . سرماهی . مهواره . گویا در میان فارسی زبانان هند به معنی ماهیانه و ماهانه است . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ماهوار شود. ◄ (ص مرکب ) مانند ماه . شبیه ماه در درخشندگی . ◄ (اِ مرکب ) ماه مصنوعی، قمر مصنوعی اجرامی هستند که از ١٩٥٧به بعد به مدار زمین پرتاب شده اند و مانند ماه به دور زمین می گردند. برخی از آنها اطلاعاتی درباره ٔ جو فوقانی و فضا به زمین مخابره کرده اند که موجب گسترش دانش بشر درباره ٔ اشعه ٔ کیهانی، چگالی ماده، میدان مغناطیسی زمین و ماهیت تابشهای مختلف شده است .برخی دیگر که ماهواره های ارتباطی نامیده می شوند برای انتقال دادن علائم رادیویی و تلویزیونی از نقطه ای به نقطه ٔ دیگر در روی زمین، مورد استفاده قرار می گیرند. به وسیله ٔ این ماهواره ها، تصاویر تلویزیونی را می توان تا مسافتهای دور فرستاد. (از فرهنگ اصطلاحات علمی چ بنیادفرهنگ ). این کلمه پس از پرتاب اولین قمر مصنوعی (اسپوتنیک ) شوروی به فضا در زبان فارسی متداول گردید.
فرهنگ طیفی واژهدان
قمرمصنوعی، ماهواره هواشناسی، ماهواره مخابراتی (جاسوسی، …)، ایستگاه فضایی اسپوتنیک، آپولو، کاوشگر مریخ، شاتل، موشک فضانوردی، هوانوردی
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی