ماه دیدار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ماه دیدار. (ص مرکب ) که چهره ٔ زیبا و درخشان چون ماه دارد. ماه چهر. ماه چهره . ماه رخسار. ماه منظر. ماه طلعت . ماه سیما : از آن ماه دیدار جنگی سوار وزان سروبن بر لب جویبار. فردوسی . نگه کن که آن ماه دیدار کیست سیاوش مگر زنده شد یا پَریست . فردوسی . سکندر همان شب به تنها بخفت نیامیخت با ماه دیدار جفت . فردوسی . غم نادیدن آن ماه دیدار مرا در خوابگه ریزد همی خار. فرخی .