فرهنگ لغت

مانندآب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مانندآب . [ ن َن ْ ] (اِ مرکب ) قوس قزح باشد. (آنندراج ). آژفنداک و قوس قزح . (ناظم الاطباء).کمان رستم . سرکیس . سدکیس . و رجوع به آژفنداک شود.

معنی مانندآب | فرهنگ لغت