ماندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ) [ په. ]<BR>۱- (مص ل.) اقامت کردن.<BR>۲- عقب افتادن.<BR>۳- درمانده و ناتوان شدن.<BR>۴- شبیه بودن، مانند بودن.<BR>۵- تعجب کردن.<BR>۶- شکیبیدن، صبر کردن.<BR>۷- (مص م.) سپردن، واگذاردن.<BR>۸- باقی گذاشتن، به جا گذاشتن.<br>